نامه یک زن مسیحی به زنان لبنانی
ساعت ۱٢:٤۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ٢٠ خرداد ،۱۳۸٧  

این مقاله از  جوئنا فرانسیس آمریکایی است که من همزمان با جنگ سی و سه روزه اسرائیل علیه لبنان آن را ترجمه کردم و در روزنامه کیهان و زن روز و چند نشریه دیگر چاپ شد.

«تقدیم به خواهر لبنانیم:

طی حمله اسرائیل به لبنان, جهان اسلام در مرکز مباحثات خانوادگی آمریکاییان قرار گرفته است. من به چشم خود تجاوز و تخریب های صهیونیست ها را علیه لبنان می بینم. اما چیزهای دیگری نیز در این میان قابل مشاهده است: من تو (زن لبنانی) را نیز می بینم که به همراه فرزندان خود برای زندگی تلاش می کنی. لباسهای ساده شما را که در عین سادگی نشان دهنده حجب و حیا و عفت شماست نیز به چشم من می خورد. زیبایی شما براین من نمایان است. اما نه فقط زیبایی ظاهری, که زیبایی درونی را نیز به راحتی می توان دید. با دیدن شما یک احساس قوی به من دست می دهد؛ احساس رشک به شما. من از تجربه وحشتناک و جنایت های جنگی علیه مردم لبنان احساس خوبی ندارم. این مردم مورد حمله کسانی قرار گرفته اند که با ما نیز دشمنی دارند. نمی توانم به این مردم کمک کنم اما قدرت, زیبایی, نجابت و مهمتر از همه, خوشحالی شما را تحسین می کنم. آری این قدرت شماست که در زیر بمباران بی امان صهیونیستها, خوشحال تر از ما زنان آمریکایی هستید. چرا که شما هنوز هم در زندگی طبیعی زنانه به سر می برید؛ زندگی که برای زنان ساخته شده است. من هم تا دهه 1960 به آن نوع زندگی عادت داشتم تا اینکه بمباران همان دشمن ما را نشانه رفت. اما این بمباران متفاوت بود. ما هدف حملات مهماتی قرار گرفتیم که آغشته به فساد اخلاقی بودند. آنها اخلاق و عفت ما را نشانه رفته بودند. اما این حمله بسیار نامحسوس بود.

صهیونیستها به ما از هالیوود حمله کردند؛ اما نه با هواپیماهای جنگنده و یا تانک های دست ساخته خودمان, بلکه با رسانه ها و مطبوعات و سینما. این را بگویم که مطمئنا پس از اینکه زیرساختهای کشورتان را منهدم کردند, شما را نیز به این شیوه مورد حمله قرار خواهند داد. من هیچ دلم نمی خواهد این اتفاق برای شما بیافتد, چون در این صورت شما نیز همچون ما احساس پوچی و حقارت خواهید کرد. اما اگر به سخنان آنان که قبل از شما این احساس حقارت را تجربه کرده اند گوش فرا دهید, می توانید از آن در امان بمانید. همه تولیدات هالیوود بسته هایی از دروغ و تحریف واقعیت هاست. تولید کنندگان محصولات هالیوود, رفتارهای سکسی را به عنوان رفتارها و سرگرمی های بی ضرر نشان می دهند؛ چون می خواهند بافت اخلاقی جوامع را از بین برده و بدین طریق برنامه های سمی و زهرآلود خود را در آن جوامع پیاده کنند.

خواهش می کنم زهر آنها را نخورید. چون این زهر, پادزهری ندارد. یکبار که آن را خوردی, گرچه ممکن است التیام پیدا کنید اما شما دیگر آن آدم سابق نیستید. پس هرچه می توانید از آن دوری کنید.

آنها سعی خواهد کرد شما را از طریق برنامه های تلویزیونی و ویدیوئی اغوا کنند. در ظاهر ما زنان آمریکایی را خوشبخت و خرسند نشان خواهند داد که از پوشیدن لباسهایی همچون زنان فاحشه, و نداشتن خانواده و ... به خود می بالند. اما باور کنید بیشتر ما از این نوع زندگی ناخرسندیم. میلیونها نفر از ما مصرف کنندگان دائمی داروهای ضد افسردگی هستیم. از شغلهای مان متنفریم, شبها به روی مردانی که به ما اظهار علاقه کرده و حریصانه پس از بهره بردن ما را به حال خود رها می کنند, فریاد می کشیم. آنها هیچ اهمیتی به ما نمی دهند. صهیونیستها می خواهند خانواده های شما را از هم بپاشند و شما را به داشتن فرزندان کمتر متقاعد کنند. آنها این کار را با نشان دادن خانواده به عنوان برگی و مادری به عنوان اسباب مصیبت و آفت؛ پاکی و نجابت به عنوان تحجر و عقب ماندگی و ... انجام می دهند. آنها از تو می خواهند تا خود را هرچه ارزانتر بفروشی و ایمان و عقیده خود را فراموش کنی. آنها شبیه مار خوش خط و خالی اند که حوا را با سیب فریب می دهند. اما فریب آنها را نخور و سیب را گاز نزن.

من شما را همچون گوهرهای گرانبها, طلاهای خالص یا مرواریدهای ارزشمند می نگرم که در کتاب مقدس (Matthew 13: 45) از آنها سخن رفته است. همه زنان مرواریدهای ارزشمند هستند اما برخی از ما در ارزش مرواریدمان تردید کرده و آن را بسیار ارزان  و در واقع به هیچ فروخیم ... .

مدلهای طراحی شده در گنداب غرب به شما القا می کنند که با ارزش ترین دارایی شما جنسیت و تمایلات جنسی شماست. اما در این صورت پوشش زیبا و حجاب شما در واقع مهیج تر از هر گونه مدل غربی است؛ چرا که این پوشش شما را به طور معماگونه پشت چادر نگه داشته است. و از طرف دیگر نشان دهنده عزت نفس و اعتماد به نفس شماست.

جنسیت زنان باید از نگاه چشم های هرزه دور نگاه داشته شود. چون این جنسیت هدیه شما به مردی است که به شما عشق می ورزد؛ عشق همراه با احترامی مقدمه ازدواج و بر آن کافی است و از آنجایی که مردان شما همچنان مردانه در برابر تجاوزات دشمن مقاومت می کنند, سزاوار بهترین هدیه شما هستند. برای مردان آمریکایی عفت و پاکدامنی زن مهم نیست. آنها به این مروارید ارزشمند اعتنا نمی کنند. در عوض بدنبال سنگ های مصنوعی براق می روند تا بعدا بتوانند به راحتی آنها را رها کنند.

با ارزش ترین دارایی شما زیبایی درونی, عفت شماست که در واقع همه چیز شماست. اما من می بینم که برخی از زنان مسلمان سعی می کنند در پوشش خود مثل غربی ها باشند. حتی هنگامی هم که چادر پوشیدند مقداری از موهای خود را بیرون می گذارند. چرا از زنانی تقلید می کنید که خود پشیمان شداند و یا به زودی خواهند شد؛ زنانی که عفتشان از دست رفته است و دیگر باز نمی گردد. از نظر ما, شما الماسهای بی عیب و نقص هستید. اجازه ندهید به سنگهای مصنوعی براق تبدیلتان کنند. همه چیزهایی که در مجلات مد و تلویزیونهای غربی می بینید, دروغ است. اینها همه تله ی شیطان است. که در راه فریب دیگران چیده است.

اجازه دهید محض احتیاط از پشت پرده نیز چیزهایی بگویم. چون می دانم خیلی کنجاو هستید. روابط حنسی پیش از ازدواج نیز تهفه ای نیست. ما تن هایمان را در اختیار مردانی قرار دادیم که به آنها علاقه داشیم, خیال می کردیم از این طریق می توانیم نظر آنها را به خود جلب کنیم تا با ما ازدواج کنند؛ این را از فیلمها یاد گرفته بودیم. اما فریت خوردیم. تنها خود را تباه کردیم.

من می دانم که تو به عنوان یک زن حتما مرا درک می کنی؛ چون تو هم یک زنی. تنها زنان حال همدیگر را می فهمند. ما زنان صرف نظر از نژاد, ملیت و دینمان,  یکی هستیم. هر جای دنیا که باشیم. تفاوتی نمی کند. ما عشق می ورزیم و در این راه همه تلاش خود را انجام می دهیم. فرزندان خود را بزرگ می کنیم و آسودگی مردانی را که ما را دوست داشته باشند, در خانه فراهم می کنیم. اما ما زنان آمریکایی در این باور که با داشتن شغل و خانه ای برای خودمان که در آن به تنهایی زندگی کنیم و با آزادی تمام عشقمان را به هر کسی که خواستیم ابراز کنیم, فریب خوردیم. این آزادی و آن عشق نیست. تنها در سایه بهشت زناشویی امن, می توان با آسودگی خاطر عشق ورزید. به کمتر از آن راضی نشوید. در غیر این صورت فریب خورده و تنها رها خواهید شد.

ما زنان آمریکایی را شستشوی مغزی داده اند تا در مورد زنان مسلمان به عنوان زنانی بیاندیشیم که مظلوم و ستمدیده اند. اما در واقع, آنکه مظلوم شده, ما زنان آمریکایی هستیم؛ بردگانی هستیم که ارزشمان تنزل یافته است. با تمام تلاش بدنبال مردانی هستیم که ما را دوست داشته باشند. اما بی فایده است. ما خوب می دانیم که گول خوردیم و این دانستن است که در ما عقده روحی بوجود آورده است. ما در نهان خود به شما حسودی می کنیم و شما را تحسین می کنیم. گرچه برخی از زنان آمریکایی ممکن از نظر مرا نپذیرند. اما خواهش می کنم ما را تحقیر نکنید و در مورد ما مثل کسانی نیاندیشید که این شیوه زندگی را دوست داریم. اما تقصیر ما نیست. بیشتر ما از کودکی از حضور پدر محروم بودیم تا مراقب ما باشد. خانواده های ما از هم فرو پاشیده است و شما خوب می دانید که چه کسانی این وضعیت را بوجود آورده اند. به آنها اجازه ندهید شما را فریب داده و شما را نیز مانند ما  پست و حقیر کنند. عفت و پاکدامنی خود را حفظ کنید. ما زنان مسیحی راه زندگی را گم کرده ایم. ما به شما زنان مسلمان نیاز داریم که در زندگی الگوی خود سازیم. چون ما به هرحال زندگی را باختیم. عفت و پاکدامنی خود را با چنگ و دندان حفظ کنید و آن را قدر بدانید.»



 
انقلاب اسلامی و نقش دین در تحول اندیشه پیتر برگر
ساعت ۱٢:٢٢ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱٥ خرداد ،۱۳۸٧  

مطلب زیر را به مناسبت14 خرداد از پیتر برگر نقل می کنم:

«در سال 1969 در کنار برگزاری کنفرانسی برای بی ایمانان در رم, در یک مهمانی, یکی از سیاست مداران برجسته دموکرات مسیحی در حالی که بسیار متعجب بود عالی جنابی از دبیرخانه کنفرانس را مورد خطاب قرار داده پرسید: این کنفرانس اصولا درباره چه بود؟ پاسخ شنید: سکولاریزاسیون. او پرسید سکولاریزاسیون چیست؟ عالی جناب نیز شجاعانه برخاست و خلاصه ای نسبتا کافی و رسا از ماهیت سکولاریزاسیون ارائه داد. پیرمرد بدعنق حزب دموکرات مسیحی به دقت گوش داد, سپس دستش را بلند کرد و با لحنی قاطع گفت: «ما به آن اجازه نخواهیم داد». در آن زمان این حرف مرا به خنده انداخت چند هفته بعد به دعوت ایوان ایلیچ به مکزیک رفتم ـ سفری که در تمرکز من بر موضوع جهان سوم بسیار تعیین کننده بود ـ به یاد می آورم که این داستان را برای ایلیچ تعریف کردم او نیز خندید ولی به اندازه من خنده­دار نمی­دانست. او ایده مقابله با عرفی­شدن را به اندازه من نامعقول ندانست و در این نظر برحق بود.

در سال 1979 من در رم بودم, درست در بحبوحه انقلاب ایران. به دلیل اینکه قرار بود از طریق تهران به هند پرواز کنم, با نگرانی رویدادهای ایران را از تلویزیون ایتالیا دنبال می­کردم. توده عظیمی از پیروان آیت­الله خمینی با پوسترها و پلاکاردهایشان که به نظر می­رسید تا انتهای افق گسترده شده­اند, مدام شعار «الله اکبر» سر می­دادند. به یاد اظهارنظری که یک دهه پیش درباره سکولاریزاسیون شنیده بودم افتادم و فهمیدم که اصلا هم خنده دار نبوده است. در واقع مقابله شورمند و هیجانی با عرفی­شدن دقیقا چیزی بود که آیت­الله خمینی در ذهن داشت و پیامد انقلاب ایران هرچه باشد, باید پذیرفت که فعلا تا حدودی در این کار موفق بوده است.



 
ما و روشن فکران
ساعت ۱٢:۳٤ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۱ خرداد ،۱۳۸٧  

در سال ١٣٧٨ برای اولین بار مقاله ای را تحت عنوان جهانی شدن از عربی به فارسی ترجمه کردم,‌ بعدا متوجه شدم که این مقاله در اصل به زبان انگلیسی بود که به عربی ترجمه شده بود و من آن را از عربی به فارسی ترجمه کردم. این جریان را به یکی از استادید تعریف کردم ایشان فرمودند زبان اول علوم انسانی به خصوص در رشته هایی مثل جامعه شناسی روان شناسی,‌ اقتصاد,‌مدریریت,‌ انگلیسی است و بیشتر مطالبی که به زبان عربی وجود دارد ترجمه ای از زبان انگلیسی است. بنابراین اگر مهارت استفاده از منابع انگلیسی را نداشته باشیم, از مطالعه بسیاری از نظریه  ها  و دیدگاه ها محروم خواهیم بود. همین تجربه سبب شد با جدیت تمام به فراگیری زبان انگلیسی اقدام کنم. در  سالهای بعد تجربیات زیادی نصیبم شد. مهمترین آنها این بود که روشن فکران ما همه منابع و نظریه های غربی ها را به ما معرفی نمی کنند. آنها هر نظریه و یا دیدگاهی را که با مذاق و گرایش های سیاسی خودشان سازگار باشد برگزیده و به فارسی ترجمه کرده یا در کلاسها تدریس می کنند. این امر به خصوص در جامعه شناسی بسیار مشهود است. به عنوان نمونه, پیتر برگر از جامعه شناسان برجسته معاصری است که نظریه ها و دفاع سرسخت وی از  سکولاریسم معروف است. برخی از آثاری که وی در دفاع از نظریه عرفی شدن نوشته است به فارسی ترجمه شده است. اما پیتر برگر  در خلال دهه هفتاد و پس از آن از نظریه خود درباره سکولاریسم برگشته و موضع مخالف آن اتخاذ کرده است. که من از آن تحت عنوان مقطع دوم فکر برگر یاد می کنم. نکته جالب توجه این است که مقطع دوم فکر برگر که بسیار مهمتر از مقطع اول فکری وی می باشد,‌ به طور کاملا عمدی مورد بی توجهی و غفلت قرار گرفته است. یعنی همون کسان (روش فکرانی) که ترجمه این گونه نظریات و دیدگاه ها را برعهده دارند,‌به طور عمدی از کنار تحول فکر کسانی همچون پیتر برگر عبور می کنند. به این دلیل آشکار که تحول نظری پیتر برگر باگرایش های سکولاریستی آنان در تضاد است.



 
سکولاریسم یا افول سکولاریسم
ساعت ۱٢:۳۸ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٧  

بنظر می رسد امروزه بحث از سکولاریسم اهمیت خود را از دست داده است. آنچه در محافل علمی و نشریات در سراسر جهان تازه می نماید بخث از افول سکولاریسم است.



 
به پرشین بلاگ خوش آمدید
ساعت ۱٢:۳٦ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ٩ خرداد ،۱۳۸٧  
بنام خدا

كاربر گرامي

با سلام و احترام

پيوستن شما را به خانواده بزرگ وبلاگنويسان فارسي خوش آمد ميگوييم.
شما ميتوانيد براي آشنايي بيشتر با خدمات سايت به آدرس هاي زير مراجعه كنيد:

http://help.persianblog.ir براي راهنمايي و آموزش
http://news.persianblog.ir اخبار سايت براي اطلاع از
http://fans.persianblog.ir براي همكاري داوطلبانه در وبلاگستان
http://persianblog.ir/ourteam.aspx اسامي و لينك وبلاگ هاي تيم مديران سايت

در صورت بروز هر گونه مشكل در استفاده از خدمات سايت ميتوانيد با پست الكترونيكي :
support[at]persianblog.ir

و در صورت مشاهده تخلف با آدرس الكترونيكي
abuse[at]persianblog.ir
تماس حاصل فرماييد.

همچنين پيشنهاد ميكنيم با عضويت در جامعه مجازي ماي پرديس از خدمات اين سايت ارزشمند استفاده كنيد:
http://mypardis.com


با تشكر

مدير گروه سايتهاي پرشين بلاگ
مهدي بوترابي

http://ariagostar.com